موضوعات

واقعیت خوش شانسی و بدشانسی

واقعیت خوش شانسی و بدشانسی
تحقیقی از”ریچارد وایزمن ” روانشناس

می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند ، اما سایرین از آن محروم می‌مانند به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟

آگهی‌هایی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس یا بدشانس هستند می خواستم با من تماس بگیرند صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم ، زندگی‌شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش‌های من شرکت کنند نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند ، کلید خوش‌شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است برای مثال ، فرصت‌های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید .

افراد خوش‌شانس مرتبا با چنین فرصت‌هایی برخورد می‌کنند ، در حالی که افراد بدشانس نه .
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت‌هایی است یا نه به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می‌گفت : اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده‌اید ، 250 پوند پاداش خواهید گرفت این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود ، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند عمدتا آن را ندیدند ، درحالی که اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند .

مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت‌های غیرمنتظره را مختل می‌کند در نتیجه ، آنها فرصت‌های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می‌دهند برای مثال وقتی به مهمانی می‌روند چنان غرق یافتن جفت بی‌نقصی هستند که فرصت‌های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می‌دهند آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از دیدن سایر فرصت‌های شغلی باز می‌مانند افراد خوش‌شانس ، آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند ، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بینند تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال براساس چهار اصل برای خود فرصت ایجاد می‌کنند :

اول : آنها در ایجاد و یافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند
دوم : به قوه شهود گوش می‌سپارند و براساس آن تصمیم‌های مثبت می‌گیرند
سوم : به خاطر توقعات مثبت ، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است
چهارم : نگرش انعطاف‌پذیر آنها ، بدبیاری را به خوش‌اقبالی بدل می‌کند

در مراحل نهایی مطالعه ، از خود پرسیدم آیا می‌توان از این اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین‌هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود این تمرین‌ها به آنها کمک کرد فرصت‌های مناسب را دریابند به قوه شهود تکیه کنند ، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند یک ماه بعد ، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند نتایج حیرت انگیز بود :
هشتاد درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند ، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم‌تر از هر چیز خوش‌شانس‌تر هستند و بالاخره این که من عامل شانس را کشف کردم.

چند نکته برای کسانی که می‌خواهند خوش‌اقبال شوند:
به غریزه باطنی خود گوش کنید ، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید
هر روز چند دقیقه‌ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.
زندگی تاس خوب آوردن نیست تاس بد را خوب بازی كردن است
به نقل از: سایت پزشک پارسی
دکتر فرناز عطائی [ متخصص روانپزشکی ]

دیدگاه‌های این مطلب

2 دیدگاه دربارهٔ «واقعیت خوش شانسی و بدشانسی»

دیدگاه‌ خود را بنویسید