گاهی اوقات می خواهم تنها باشم!
گاهی اوقات حوصله درس خواندن ندارم!
گاهی اوقات نیاز به یک همصحبت دارم.
گاهی اوقات می ترسم آنچه را در ذهن دارم به پدر و مادرم بگویم!
گاهی اوقات احساس می کنم پدرم، کارش را بیشتر از من دوست دارد!
گاهی اوقات …
امروز با دانش آموزان پایه نهم یک نشست دوستانه داشتیم.
از جمع بچه ها سوال کردم که
چه کسانی احساس می کنند که ارتباطشان با پدرشان عالی است!؟
و پس از آن سوال کردم که
چه کسانی احساس می کنند که ارتباطشان با مادرشان عالی است!؟
اگر این سوال از ما والدین پرسیده شود که
کدام یک از ما احساس می کنند که ارتباطش با فرزندش عالی است!؟
چند درصد از ما با اطمینان کامل به این سوال پاسخ مثبت می دهیم!؟
به نظر شما عواملی که باعث ایجاد فاصله بین ما و فرزندانمان شده است چیست؟
آیا این عوامل قابل برطرف کردن نیستند؟
در این نشست دانش آموزان به بیان برخی از انتظاراتشان از والدینشان اشاره کردند که عبارت است از :
– درک بیشتر آنها
– گیر ندادن!!! بیش از حد به آنها
– فراهم نمودن خواسته ها و وسایل مورد نیاز آنها
– ایجاد فضایی در خانه که بتوانند راحت تر با والدین خود برخی از مسائل را مطرح کنند.
– گفتگو کردن و راهنمایی نمودن آنها در کارها
– کمک کردن بیشتر به آنها در حل مشکلات
– مقایسه نکردن آنها با سایر بچه ها و همسالان آنها
– برخورد مردانه تر کردن با آنها
– نظرخواهی و مشورت از آنها در انجام کارها
– احترام گذاشتن به دیدگاه ها و نظرات آنها
– اعتماد و اطمینان داشتن به آنها
ادامه دارد…

































۰ دیدگاه