امروز در نمازخانه مدرسه یک نشست دوستانه برگزار کردیم با موضوع
“نهنگ آبی”
در ابتدا جناب آقای اشترانی نشست دوستانه را معرفی کرده و آداب دوستی را گفتند.
نشست دوستانه ما با حضور جناب آقای رضایی (دبیر محترم ادبیات پایة هفتم) و جناب آقای اشترانی (دبیر محترم دینی پایه هشتم) و جناب آقای امیری (معلم راهنمای پایة هشتم) و جناب آقای گلیاری (دبیر محترم علوم اجتماعی) و جناب آقای پریدری (دبیر محترم رایانه پایه هفتم) و جناب آقای ابراهیمی و جناب آقای موسوی (معاونین فرهنگی) و جناب آقای گودرزی (مدیریت محترم مدرسه) برگزار شد.
ابتدا آقای گودرزی از امیر پارسا نقوی خواستند که در مورد بازی “نهنگ آبی” توضیح دهد. بعد از صحبتهای امیر پارسا که نه زیاد کامل ولی خوب بود سام عقیلی توضیح داد. سام گفت که این بازی را فردی روسیه ای نوشته و هدف از این بازی اصلاح نژاد افراد ترسو و ساده لوح است و این بازی 50 مرحله دارد. همچنین توضیح داد که این 50 مرحله چگونه است و در مرحلة 50 شخصیت های بازی خودکشی می کنند.
رادین ساعتی و سینا خلج هم دربارة این بازی صحبت کردند تا اطلاعات کامل شود. این طور که دوستان دربارة بازی حرف می زدند در این بازی واقعاً کارهای باحال و ترسناکی انجام میشود. ایلیا ابوالقاسمی هم دربارة شایعات این بازی حرف زد که چه اتفاقی افتاده است که ادمین این گروه بعضیها را تهدید می کند. کسری نوذری هم دربارة یک اتفاق جالب که برای دوستش افتاده بود گفت که دوستش ادمین را تهدید کرده و هیچ اتفاقی هم برایش نیفتاده است.
سپس آقای گودرزی از بچه ها سوال کردند که حس شما دربارة کسی که تا مرحلة 50 رفته و مرحلة 50 را هم انجام داده (خودکشی) چیست؟
سپهر بیات گفت که جای این افراد نباید روی زمین باشد چون وقتی که تا مرحلة 50 می روی و خودکشی می کنی دیوانه بازی است.
قشقایی گفت این افراد خیلی ساده لوح بودند که در مرحلة آخر خودکشی کردند.
ارشان کلباسی گفت که این افراد بیماری روانی دارند .
بعضی ها هم گفتند سازندة این بازی همه را گول زد.
برخی هم گفتند 99 % این افراد که این بازی را می کنند از روی کنجکاوی بازی می کنند. سام عقیلی گفت بعضی از کسانی که بازی می کنند احمق نیستند، بلکه وقتی مرحله به مرحله بازی را انجام می دهند، به یک نوعی به ایشان تلقین می شود که ادامه راه را هم انجام دهند!
آقای گلیاری گفت صرفا کسانی که این بازی را انجام می دهند نادان نیستند و با طرح یک سوال بی پاسخ سعی کردند که بچه ها را به فکر وادارند! سوال این بود: چرا اکثر کسانی که به دنبال این بازی ها می روند نوجوان و جوان هستند!؟
آقای رضایی گفت اول فکر کنید و سپس کاری را که می خواهید، انجام دهید. همچنین گفتند کسانی که اعتماد به نفس دارند به هر کاری دست نمی زنند.
آقای ابراهیمی گفتند که سنّ جوانی سنّ خطرناکی است و باید مراقب بود.
آقای اشترانی داستانی مثال زد که دو فرد در بیمارستان بودند که یکی از آنها نابینا بود و دیگری مشکل نخاعی داشت. فردی که مشکل نخاعی داشت حسرت زندگی بیرون را می خورد و فرد نابینا به کسی که مشکل نخاعی داشت از زندگی میگفت. فردی که مشکل نخاعی داشت ساده لوح بود و فرد نابینا هم که نمی دید آن را با داستان گول میزد. در نتیجه ساده لوحی باعث سوء استفادة دیگران و ناامیدی است.
نویسنده متن: حامدیان
عکاس: بیات





























۰ دیدگاه