بالاخره جمعه 30 آبان فرا رسید.
همونطور که در تقویم اجرایی اشاره شده بود، قرار بود در این روز دومین اردوی پدران و پسران برگزار گردد. (هر ماه تقویم اجرایی بر روی صفحه اصلی سایت بارگذاری می شود)
وعده ما ساعت 7:30 بود.
10 دقیقه زودتر برخی از پدران و فرزندانشون سر قرار حاضر بودند.
ساعت 7:40 بعد از یه گفتگوی توجیهی سه دقیقه ای، اردو رسماً آغاز شد. (به پدران و فرزندان پیشنهاد شد در طول مسیر نسبت به علایق همدیگه صحبت کنند و با دیدگاه های هم در رابطه با مسائل مختلف بیشتر آشنا بشوند.)
بعد از گذشتن از فضای پارک طالقانی به پل طبیعت رسیدیم که انصافاً جای بسیار زیبایی بود.
بالای پل طبیعت بازار گرفتن عکس های یادگاری داغ داغ بود.
در انتهای پل طبیعت وارد پارک آب و آتش شدیم.
زمینه برای برگزاری مسابقات گروهی و جذاب فراهم بود.
اولین مسابقه ای که برگزار شد، مسابقه طناب کشی بین پدران دانش آموزان بود، که با توجه به تعداد افراد زیادی که شرکت کرده بودند بلافاصله طناب پاره شد. (ناگفته نماند که طناب تازه خریداری شده بود.)
بعد از پاره شدن طناب، رفتیم سراغ برگزاری مسابقه زنجیر و قدرت!
پدران پایه دوم یه طرف، پدران پایه اول هم طرف دیگه…
طی 5 نوبتی که مسابقه برگزار شد، به نظرتون پدران کدوم پایه برنده شدند!؟
بچه های پایه دوم و بچه های پایه اول…
بعد از برگزاری مسابقات گروهی از پدران و پسران خواسته شد چند دقیقه ای رو به گپ و گفت و صرف صبحانه و استراحت و یا حتی بازی های انفرادی ببپردازند.
کوچولوهایی هم که همراه با پدران در این برنامه شرکت کرده بودند از انجام مسابقه بی بهره نبودند.
پس از حدود 15 دقیقه به راه خودمون ادامه دادیم.
به پل بعدی که رسیدیم، تازه زمان شروع مسابقات دو بود.
ابتدا بین دانش آموزان در نوبت های مختلف و بعد هم بین پدران ورزش کار و ورزش دوست!
البته یه قول هایی هم به برندگان مسابقه دو پدران مبنی بر جوایز مسابقه داده شد!!!
در این بین خلوت بعضی از پدران و پسران با همدیگه جالب بود.
پس از طی مسافتی، باز هم عکس دسته جمعی یادگاری گرفتیم و باز هم مسابقه دانش آموزی برگزار کردیم.
بعد هم از همون مسیر برگشتیم.
در راه برگشت هم شوخی و خنده و بازی و گرفتن عکس های یادگاری ادامه داشت.
جا داره از دانش آموز سینا تقوایی هم بابت عکس های ارسالی تشکر کنیم.
در پایان برنامه هم بواسطه کار قشنگ یه خانواده که آش توزیع می کردند، همه عزیزان آش (شله قلم کار!) نوش جان فرمودند.
در پایان لازمه بگم؛
دست همه پدرهایی که دست بچه هاشون رو گرفتند و به اردو اومدند،
دست همه بچه هایی که دست پدراشون رو گرفتند و به اردو اومدند،
و دست همه مربیانی که دست از خانوادهاشون کشیدند و به اردو اومدند،
درد نکنه…



































































:yes: :yes: :-D :-D kheyli khoob bood dastet ion dard nakone