جلسه هم اندیشی دانش آموزان پایه نهم روز دوشنبه 95/12/2 با حضور اولیای محترم آنها در کنار ایشان و در دو نوبت برگزار گردید.
جلسه با تلاوت قرآن و معارفه دبیران حاضر در جلسه شروع شد،
دانش آموزان در بیان نظرات خود به این موارد اشاره کردند:
* بچه ها را برای زمان خودشان تربیت کنید
* خانواده ها با یکدیگر متفاوتند
* گاهی وقتها فکر میکنم پدرم از 30 سالگی متولد شده و گویا بچگی نکرده تا منو درک کنه
* داشتن تعادل در همه امور خوب است
* اولیای ما معتقدند که ما برای درس خواندن وقت کمی می گذاریم
* اجازه دادن اولیا به بچه ها برای کسب تجربیات و آگاهی از آنها و انتقال و آموزش تجربیات خود به بچه ها
نظرات برخی از اولیا در این جلسه :
* اگر سخت گیری نباشد بچه ها نتایج خوبی نمی گیرند.
* دوران کودکی و نوجوانی به هیچ وجه برنمی گردد، پس اجازه دهیم …
* پرداختن فقط به یک جنبه از وظایف و نیازهای بچه ها مثل درس خواندن باعث عدم رشد سایر جنبه های آنان خواهد شد.
* لزوم وجود تفریح و سرگرمی مناسب در دوره نوجوانی
* بچه های این دوره دقیق تر هستند و خلبانان خوبی می شوند
* عدم وقت گذاری کمتر پدران به خاطر مشغله های کاری زیاد
* تقدم پرورش بر آموزش
* عدم زیاده روی در درس خواندن و تفریح کردن
* پذیرش اینکه بچه ها بزرگ شده اند و باید فرصت و فضای بیشتری به آنها داده شود.
* یاد دادنِ «نه» گفتن قاطعانه به بچه ها
* آماده کردن بچه ها برای ریسک پذیری
* معلوم بودن حدود انتظارت اولیا و فرزندان از یکدیگر
* اهمیت دادن به علایق فرزندان و گاهی اوقات حتی هم بازی شدن با آنها
* برگزار شدن گفتگوها در خانواده ها هر چند وقت یک بار
یکی از موضوعاتی که به آن اشاره شد، این بود که برخی از والدین از اینکه فرزندانشان در آینده به نتیجه لازم نرسند می ترسند!!! و به همین جهت گاهی اوقات انتظارات ایشان از فرزندان تحت تاثیر این نگاه قرار می گیرد.
همچنین عنوان شد که با توجه به سن بچه ها باید رفته رفته به ایشان اعتماد کرد و زمینه کسب تجارب مختلف را به شکلی هنرمندانه برای فرزندان فراهم کرد.
پدر و مادرها باید انتظاراتی را که از فرزندان خود دارند، خودشان عملیاتی کرده باشند.
باید به تفریحات و علایق فرزندان توجه کرد هر چند شاید علایق آنها برای اولیا جذاب نباشد. می توانیم نسبت به علایق فرزند خود شناخت بیشتری کسب کنیم و از این طریق هر چه بیشتر به او نزدیک شویم. (ضرری ندارد گاهی اوقات همراه او به بازی های کامپیوتری بپردازیم.)
جناب آقای گلیاری دبیر محترم علوم اجتماعی بیان داشتند که برگزاری این دست جلسات و گفتگو پیرامون این موضوع، چه بسا موجب کم شدن فاصله میان اولیا و فرزندانشان شود!
جناب آقای اشترانی نیز در این جلسه ضمن بیان تقدم پرورش بر آموزش، از تفاوت میان اعتماد و اطمینان سخن گفتند. همچنین از دانش آموزان خواستند که به بار معنایی کلمات و واژه هایی که در ارتباطات خود به کار می برند، توجه ویژه ای داشته باشند.



















همش دروغه
روزی نیست که ما امتحان نداشته باشیم اونوقت میگین بچه باید ازاد باشه باید تفریح کنه همش حرفه که جلو پدر مادرامون مارو ضایع کنین اوناکه مدرسه نیستن ببینن فکر می کنن ما دروغ میگیم که امتحان داریم مرسی
دانش آموز عزیز سلام
همیشه سعی کردم حرفی رو نزنم که به اون اعتقاد نداشته باشم.
اگر معتقدم بچه ها در این سن نیاز به تفریح، بازی و سرگرمی دارند، در برنامه ریزی های مدرسه هم سعی می کنم که این موضوع رو مدنظر قرار بدم.
اگه یادت باشه در جلسه هم اشاره شد که همه چیز متعادلش خوبه
اگه آزمون ها و تکالیف مدرسه به قدری باشه که شما اصلاٌ نتونید برای تفریح خودتون برنامه ریزی کنید، حق با شماست!
ولی بسیاری از دانش آموزان مدرسمون هستند که ضمن اینکه در آزمون ها موفق عمل می کنند، به تفریح خودشون هم می پردازند.
نباید فراموش کنی که در مدرسه دانش داری درس می خونی!
تجربه نشون داده، بچه هایی که از این مدرسه فارغ التحصیل می شن به واسطه لطف خدا و تلاش های زیادشون، مهارت های زیادی رو کسب کردند. (توصیه می کنم نظر بعضی از اون ها رو نسبت به سه سالی که در این مدرسه بودند جویا بشی.)
ولی در هر صورت پیغام شما رو با معلمین راهنما مطرح می کنم. شاید هم حق با شما باشه … :-)