شهریار در شعر و شاعری یدی طولانی دارد. چه آن زمان که حیدر بابا را سرود؛ و چه آن زمان که غزل را به همراه هوشنگ ابتهاج به آسمانها کشاند.

شهریار در غزل نوگرایی کرد. در دوره معاصر هیچ کس مانند او و هوشنگ ابتهاج نتوانست غزل را وامدار خود کند.

مضامین عرفانی ؛ مضامین عاشقانه همه و همه در خدمت استاد غزل ایران بود.
آموزه های دینی و به کار گیری این مضامین در غزل عرفان را به اوج رساند. او توانست عشق ناب معرفی کند. عشق، باور خدایی پیدا کرد.

چه در مورد عرفان و رنگ و بوی خاص آن و چه زمانی که دانشجوی پزشکی بود و عشق را به میان کشید تسلطش را عیان نمود.
اینها همه و همه و نشان از ارادت او به شعر ناب و قالب ویژه آن غزل بود.

این بیت را بخوانید:
پیرمو و گاهی دلم یاد جوانی میکند. بل بل شوقم هوای نغمه خوانی می کند.
با کلماتی ساده و صمیمی توانسته است همه را مجذوب خود و شعر خود کند. کم پیش می آید کسی اینگونه سحر کند.
به قلم معلم راهنما





۰ دیدگاه