شنبه به یاد ماندنی
با کلی خاطره خوب
حتی نمیخواستیم بهش فکر کنیم که روز، بیست و چهار ساعته
نمیخواستیم روزمون تموم بشه
ساعت 12:30 از مدرسه با حضور مربیان و دبیران محترم به سمت اردوگاه حرکت کردیم
کلی تو راه بازی کردیم و خوش گذشت
رسیدیم به اردوگاه
هوا خیلییییی مطلوب و عالی بود
آقای نور علی به ترتیب کلاس تقسیم بندی کردن و وارد اردوگاه شدیم
بعد از معرفی اماکن اردوگاه ، رفتیم برای گذاشتن وسایل و جمع شدن برای جلسه توجیهی اردو
ساعت 13:30 نماز جماعت ظهر و عصر رو خوندیم
بعد از نماز آقایان نورعلی و نائینی راجع به اردو با ما صحبت کردن
ساعت 15 شروع کردیم به تیم کشی برای بازی
قرار شد در ساعت اول ، دو کلاس برن فوتبال (کلاس سه و چهار)، دو کلاس برن والیبال-بسکتبال و بازی های فکری(کلاس یک و دو)
بین دو زمان بازی اعلام شد که میتونیم آب بازی کنیم
دیگه بیشتر نگم :))))
همه شدن مثل موش آب کشیده:))))
برای اینکه سرما نخوریم رفتیم لباس هامونو عوض کردیم و برگشتیم برای ساعت دوم بازی
بعضی ها رفتن پینگ پنگ ، بعضی ها بدمینتون ، عده ای هم گوجه بازی کردن
در ساعت دوم جاهاشون رو عوض کنن
یه پرش عالی از مطهری قد بلند هارو به فکر وادار کرد…:))))
یه پرنده زخمی رو بچه ها شناسایی کردن و مداوا و سپس پر دادن…
داور این دوره از مسابقات …
صدای رودخانه فضای اردوگاه رو تلطیف کرده بود…
حضور جناب آقای رضایی ، دبیر محترم ادبیات…
شریفی اعلم در نقش سنگ صبور برای پاسلار… :)
پرتاب بادکنک پر از آب به درون زمین توسط محبی…
بچه ها در حال آمادگی برای خیس کردن هم …
بازی های فکری…
به این میگن هوای مطلوب…
اونایی که بودن نوش جان
اونایی هم که نبودن جاشون خالی
نظارت معلم راهنما از اوج به کل ادوگاه…
دیگه هوا داشت تاریک و خورشید پشت کوه های برافراشته جاجرود قایم میشد…
بچه ها رفتن آماده بشن برای نماز که جناب آقای گودرزی هم به جمع ما اضافه شدن.
نماز جماعت خوندیم و به صحبت های آقای مدیر گوش کردیم
برنامه بعدیمون صرف شام بود
بلافاصله بعدش اومدیم برای برگزاری مسابقات مرحله ای و پیوسته
مربی ها و دبیران، داور این مسابقات و بر اساس کلاس بندی، بچه ها در چهار گروه آماده رقابت شدند…
کلی هیجان به همراه داشت..
اووووووه!!!!!
داشت یادم میرفت
شنیدید میگن چشم بسته غیب میگه؟؟؟؟؟
منم شنیده بودم
اما هممون تو اردو دیدیم آقای گودرزی چشم بسته غیب میگفتن:)) !! :))
البته یادمون نمیره که قراره تو جشن فارغ التحصیلی پایه نهم راز این تشخیص رو بهمون بگن>>>>….
به مسابقه طناب کشی که رسیدیم، بعد از مشخص شدن قهرمان طناب کشی، قرار شد تیمشون با تیم مربی ها مسابقه بده
مربی ها خیلی به خودشون مطمئن بودند
مسابقه که شروع شد دیدیم مدرسه پر از حسین رضازاده (قهرمان به نام وزنه برداری ایران) ست.
خلاصه بچه ها تونستند تیم مربی هارو ببرن!!!!!
و اما متولدین اسفند، فروردین، اردیبهشت و خرداد
چه تولدی رو مدرسه لطف کرد براشون گرفت
فوق العاده و خیلی خاص
آرزو میکنم همشون زیر سایه خانواده محترمشون با سلامتی و عمر بلند زنده باشن :)
برگشتیم برای ادامه مسابقه
بعد از اتمام مسابقه آماده شدیم برای پخش فیلم(جنگ جهانی Z)
از وقتی که فیلم شروع شد یکی یکی بچه ها خوابشون میبرد.
آخرای فیلم دیگه یه عده مثل لشکر شکست خورده با کلی خستگی رفتن برای خواب
بعضی ها تو خواب یه جوری خوابیده بودن که منو به فکر وادار کرد که ببینم آخه واقعا چجوری میشه این طوری خوابید… :)))))))))))))
صبح ساعت 8:30 همه بیدار و پر انژی رفتیم به سراق نیمرو با نون تازه
بعد از صرف صبحانه، آقای نورعلی برنامه روز دوم اردو رو تشریح کردند
قرار شد کلاس یک و چهار برن والیبال – کلاس سه و دو برن فوتبال
بعد از اتمام مسابقات هر گروه جاهاشون رو عوض کردند.
تا ظهر در هوای مطلوب اردوگاه کلی بازی متنوع کردیم.
جلسات مهم :)))
اعلام شد که برای صرف ناهار بریم سالن غذا خوری
ناهار رو که میل کردیم رفتیم که وسایلمون رو جمع کنیم و کم کم ساعات اردو رو رو به پایان سپری کنیم
با اینکه دوست نداشتیم که تموم بشه ولی فکر اینکه چه قدر بهمون خوش گذشته بود مارو سر و حال نگه داشته بود
با اعلام آقای نور علی، بچه ها به تفکیک کلاس بندی خودشون برای عکس یادگاری جمع می شدند.
بعد از اینکه عکس ها رو گرفتن وسایل به دست از اردوگاه خارج شدیم
وسایل نقلیه برای بازگشت به مدرسه آماده بودند
در نهایت ساعت 14:30 به مدرسه رسیدیم.


















































































































سلام واقعا دستتون درد نکنه .کارتون عالی بود .عکسها پر از شور و انرژی و سرزندگی هست که این گونه برنامه ها متاسفانه در اکثر مدارس ایران بر عکس کشورهای دیگه دنیا خیلی کم دیده میشه .الهی که تیم برگزار کننده این اردو سلامت و پیروز و برقرار باشید و از این دست برنامه ها را بیشتر شاهد باشیم .