ساعت قرار همیشگیمون یعنی ساعت 9 صبح روز سه شنبه دور هم جمع شدیم تا آخرین اردوی تهرانگردی تابستان 96 رو آغاز کنیم.
بعد از اندکی بازی در حیاط مدرسه به سمت برج میلاد حرکت کردیم تا از برج دیدن کنیم.
سینما 7 بعدی میلاد رو هم بعد از گشت و گذار در محوطه برج رفتیم که انصافا سینمای ترسناک و هیجان انگیزی بود.
نزدیکای ساعت 12 به شهربازی ارم رسیدیم. در آنجا تصمیم گرفتیم اول بازی های مخوف تر و هیجان انگیز تر رو انجام بدیم تا کمی خودمون رو محک زده باشیم.
اولین دستگاهی که سوار شدیم فیریزبی بود. عجب دستگاهی بود … ترس رو میشد در چهره بچه ها دید ، داشتیم برای توقف دستگاه آماده می شدیم که مسئول دستگاه شروع به افزایش سرعت دستگاه کرد که البته جا داره ازش تشکر هم بکنیم.
بعد از فیریزبی رفتیم سراغ تونل وحشت . دیگه از اتفاقاتی که در اونجا افتاد صرف نظر میکنیم که چقدر صحنه هایی که دیدیم ترسناک بود مخصوصا قسمت آخر که فردی با اره برقی به سمت ما حمله ور شد.
حالا وقت سوار شدن به کشتی صبا رسیده بود کشتی صبا هم که همه در جریان کارش هستن، همه با هم سوار دستگاه شدیم ولی خوب درسته به فیریزبی نمیرسید اما میشد بعد مدت ها یک تاب اساسی خورد.
سفینه فضایی دستگاه دیگه ای بود که انصافا در عین اینکه ظاهر ساده ای داشت اما باطن بسیار ترسناکی رو به ما نشون داد و میشد گفت هیچ طرفی نبود که ما با این دستگاه نچرخیم.
بعد از بازی های هیجانی گفتیم کمی هم ماشین سواری رو تجربه کنیم پس رفتیم برای ماشین کوبنده. بچه ها در این قسمت از خجالت همدیگه در اومدن و اصلا به هم رحم نمیکردن.
در هوای گرم شهربازی بستنی دلچسبی دور هم زدیم.
به دلیل بسته بود رستوران در محیط شهربازی تصمیم گرفتیم زود تر به مدرسه برگردیم تا ناهار رو دور هم در نمازخونه بخوریم. حس خوبی هم داشت دور هم روی زمین نشستیم و غذا رو میل کردیم بعد از غذا آقای نورعلی برامون از شهادت امام جواد (ع) گفتن و در آخر نماز رو خوندیم و تا آمدن اولیا در حیاط مدرسه با تمرین فوتبال در سکوت تا مشکلی برای همسایه ها ایجاد نکرده باشیم، فوتبال بازی کردیم.






































































با عرض سلام، از برگزاری اردوهای تابستانی به شکلی منسجم و متعهدانه توسط مدرسه و همکاران گرامی کمال تشکر را دارم. امیدوارم این اردوها در طی سال تحصیلی هم گهگاه برگزار شوند.
موفق باشید