اردیبهشت
۱۳
۱۳۹۶

اردوی تفریحی جاجرود

((به نام خدا))

 

 

IMG_20170430_175420

و در نهایت اخرین اردوی همگانی پایه هفتم هم فرا رسید . در این روایت قرار است جزییات این اردو را شرح دهیم.

حال و هوای اردوگاه

وقتی از اتوبوس پیاده شدیم با یک روستای بسیار دنج و سر سبز رو به رو شدیم . همه بچه ها با اینکه هنوز داخل اردوگاه را ندیده بودند اما از محیط روستا و هوای جاجرود خوششان امده بود.

وقتی بچه ها وارد اردوگاه شدند یک باغ بسیار بزرگ را دیدند که مانند ماسوله(در شمال) به پنج طبقه تقسیم شده بود که همه طبقات به وسیله پله به هم راه داشتند.

هر طبقه دو متر با طبقه دیگر فاصله داشت.در طبقه اول از بالا خود خوابگاه واقع شده بود که سه طبقه داشت که در هر طبقه حدود سی تخت دو طبقه وجود داشت و پشت اردوگاه هم یک باغچه وجود داشت که البته ورود به ان قسمت ممنوع بود . طبقه دوم محل پینگ پنگ و فوتبال دستی بود.طبقه سوم هم پر شده بود از گل های یاس.در طبقه چهارم دستشویی و اب خوری بیرون از اردوگاه وجود داشت و یک محل دنج که با درخت پر شده بود و در ان چند نیمکت وجود داشت که مخصوص خلوت کردن بود . ودر اخر هم هم طبقه پنجم بود که مهمترین بخش اردوگاه و یک زمین فوتبال اسفالت بزرگ و یک زمین چند منظوره جهت والیبال و بسکتبال بود که البته ما از ان به عنوان زمین بدمینتون هم استفاده کردیم.DSC_0276

DSC_0842

DSC_0306

DSC_0308

DSC_0068

DSC_0013

DSC_0102

 

روز اول

روز اول ساعت سه به اردوگاه رسیدیم . وقتی رسیدیم گرممان بود و خسته بودیم ، سپس وارد خوابگاه شدیم و لباس هایمان را عوض کردیم ، سپس وسایلمان را روی تخت هایمان انداختیم و به قول اقای نورعلی با تخت هایمان اخت گرفتیم.دستی به اب و صورتمان زدیم و وضو گرفتیم، سپس چهار رکعت نماز خواندیم، اعتراف میکنم که نماز خواندن در همچین فضای زیبا و دلنشینی واقعا فوق العاده است .سپس اقای نورعلی برنامه ما را توضیح داد ، بعد بچه ها عازم زمین فوتبال و تفریح های دیگر مانند بدمینتون شدند. برنامه به خاطر هوای ابری تغییر کرد ، چون اقای نورعلی میترسید بازی به همه کلاس ها نرسد ، تصمیم گرفت که چند سانس یک ساعت و نیمه بچیند و در هر سانس یکی درمیون دو کلاس ۱/۱ ، ۲/۱  و  ۳/۱ ، ۴/۱ بازی کنند. دو کلاسی که فوتبال بازی نمیکردند میتوانستند بدمینتون، والیبال، پینگ پنگ و … بازی کنند. سپس بعد از یک ساعت و نیم دوکلاس بیرون وارد زمین میشدند و جای دو کلاس عوض میشد. بعد ساعت۷ درِ اردوگاه باز شد و بعضی از بچه ها به بازی هاس گروهی پرداختند و بعضی هم به فوتبال بازی کردن ادامه دادند.

DSC_0380

DSC_0446

IMG_20170430_155730

DSC_0463

IMG_20170430_155809

DSC_0478

DSC_0327

IMG_20170430_154919

IMG_20170430_154620

IMG_20170430_175506

DSC_0431

IMG_20170430_154851

DSC_0388

DSC_0369

DSC_0195

DSC_0186

DSC_0138

DSC_0140

IMG_20170430_223217

IMG_20170430_224343

IMG_20170430_224422

حدود ساعت ۹ تولد متولدین اردیبهشت و فروردین در محیط باز برگذار شد که با فشفشه ها و ابشار های چهارشنبه سوری همراه بود . پس از صرف کیک و چای به داخل نماز خانه اردوگاه رفتیم تا مسابقات گروهی را شروع کنیم.

 

مسابقات کلاسی

به چهار گروه کلاسی تقسیم شدیم، برای هر گروه یک رهبر انتخاب شد که در واقع رهبر ها باحال ترین فرد کلاس های خودشان بودنند . اولین چالش ، چالش ساختن شعار کلاسی بود که در این مرحله کلاس ۴/۱ برنده شد . سپس نوبت به چالش تمرکز رسید که در ان هر کلاس متمرکز ترین فردش را برای چالش اماده میکرد ، چالش اینگونه بود که نماینده های دو کلاس باید به هم نگاه میکردند و نمیخندیدند ، در این چالش کلاس ۱/۱ و ۲/ ۱ با نمایندگی سینا خلج و ارشیا نوابی  مساوی شدند.چالش بعدی مربوط به چالش فرغون بود و در این چالش دو نفر نماینده میشدند، یک نفر دو دستش را روی زمین میگذاشت و نفر دیگر پای او را میگرفت، نماینده های چهارکلاس باید یک دور، دور یک محل مشخص شده میزدند که برنده این چالش کلاس ۳/۱ با نمایندگی نیما محمد زادگان و ایلیا زندیبودند. چالش بعدی چالش مسابقه دو به صورت امدادی بود ، به اینصورت که چهار نماینده از هر کلاس انتخاب میشدند ، نفر اول باید میرفت و توپ را روی صندلی میگذاشت و بر میگشت و دستش را به دست نفر بعدی میزد تا نفر بعدی برود و توپ را بازگرداند و این گونه تکرار میشد تا نفر اخر برگردد و برنده بر اساس زود تر رسیدن  مشخص شود ، برنده این بخش کلاس ۴/۱ بود با نمایندگی امیر پارسا نقوی، زکریا بلال، امیرحسین بیطرفان و حسین فاضل . چالش بعدی چالش پرش بود اینگونه بود که نماینده هر کلاس باید بلند ترین پرشش را میکرد و دستش را به بالا ترین نقطه ستونِ مدرج میزد، برنده این چالش کلاس ۳/۱ با نمایندگی ایلیا زندی بود.سپس مسابقه اسم فامیل برگذار شد که دو نماینده کلاس ها باید یک اسم میگفتند و نماینده کلاس بعدی اسمی را میگفت که حرف اولش با حرف اخر اسم کلاس قبلی شروع میشد ، برنده این بخش هم کلاس ۳/۱ بود با نمایندگی ارمین اصغری و علی میرلوحی.چالش بعدی مربوط به روپایی بود که کلاس ۱/۱ با نمایندگی سینا خلج با ۳۳ روپایی متوالی برنده شد.سپس در ساعت یک و نیم صبح چالش ها تمام شد.

DSC_0268

DSC_0239

DSC_0243

DSC_0228

DSC_0209

DSC_0230

DSC_0229

DSC_0345

DSC_0208

DSC_0258

DSC_0276

DSC_0212

 

 

روز دوم

روز دوم با صدای نوازش دهنده ی موزیک های ارمش بخش که از گوشی اقای نورعلی پخش میشد بیدار شدیم. بچه ها دونه دونه از خواب بیدار میشدند و دست و صورتشان را میشستند

سپس همگی به سالن غذا خوری که در طبقه پایین بود رفتیم و با تخم مرغ نیمرویی لذیذ رو به رو شدیم ، برای کسانی که نیمرو دوست نداشتند هم نون و پنیر و چای شیرین بود، البته بعضی از بچه ها فکر این قسمت را کرده بودند و نوتلا اورده بودن.پس از صرف صبحانه وسایلمان را از داخل خوابگاه برداشتیم و عازم ورزش و تفریح شدیم .

DSC_0295

DSC_0291

DSC_0288

DSC_0298

DSC_0303

DSC_0306

DSC_0299

DSC_0309

 

سورپرایز بزرگ!!!!!!

هنگامی که بچه ها گرم بازی بودند یکی از بچه ها که برای حرف زدن با اقای نور علی بالا مانده بود داد زد که:بچه هااااااا ، اقای صالحی راد امده!!!بچه های طبقه پایین به طبقات پایین در اطلاع دادند و بعد دوان دوان به طبقه اول امدند و با اقای رضایی و اقای صالحی راد و اقای لطف ابادی و اقای گودرزی(فوتبال)روبه رو شدند. بچه ها بعد از حال و احوال پرسی به سر کار خودشان برگشتند.معلم ها هم پس از پوشیدن لباس ورزشی  به زمین های فوتبال و بسکتبال امدند.اقای صالحی راد در بسکتبال و والیبال استعداد داشت و اقای رضایی هم مهارتش در بدمینتون را به رخ بچه ها کشید.

DSC_0324

DSC_0336

DSC_0342

DSC_0351

در ساعت یازده و نیم هم مسابقات کلاسی فوتبال برگزار شد که با برنده شدن کلاس ۱/۳ همراه بود.

IMG_20170501_103301

IMG_20170501_103501

IMG_20170501_103511

IMG_20170501_110106

IMG_20170501_103502

IMG_20170501_103228

IMG_20170501_110048

IMG_20170501_110029

IMG_20170501_110119

IMG_20170501_110217

IMG_20170501_110242

IMG_20170501_110113

IMG_20170501_110021

گشت به مدرسه

بعد از مسابقات فوتبال و در ساعت یک و نیم وسایلمان را جمع کردیم و به راه افتادیم . همه بچه ها از اردو خوششان امده بود و نمی خواستند انجا را ترک کنند .

پس از برگشت به مدرسه چلو کباب را هم بر بدن زدیم و اماده رسیدن سرویس ها و پدر و مادر ها شدیم .

این اردو به عنوان یک اردوی شب خواب و اخرین اردو، فوق العاده بود.

 

 

 

 

 

VN:R_U [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)

درباره نویسنده: سام عقیلی

فرستادن دیدگاه

برای قرار دادن شکلک ها روی آنها کلیک کنید.

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepy

آخرین دیدگاه‌ها

رفتن به نوارابزار

Warning: mysql_connect(): Connection refused in /home/daneshsc/public_html/gs/wp-content/themes/Wordpress98_alltuts_persian/footer.php on line 79
ss