• فیلم های آموزشی، فرهنگی دبیرستان دانش2
جستجوی آرشیو "داستانک"
اسفند
۱۰
۱۳۹۴

هر موقع نان خواستی فقط بیا و به خودم بگو!

HM-2013448303376137021375095639.8613

وعده ما ۱۳ و ۱۴ اسفند
بازارچه خیریه دبیرستان دانش

آبان
۱۹
۱۳۹۴

زندگی در لحظه

DSC_0247

سلام! متن زیر انشایی هستش که برای درس فارسی نوشته بودم و آقای رضایی لطف کردند و اجاره انتشار دادند، امید وارم لذت ببرید: چیست لحظه ای که از زل زدن به دیوار دست نگه میداری؟ لحظه ای که می بینی حواست پرت شده و در جای دیگری بودی، کجا بودی؟ یا در فکر و افسوس گذشته، یا در انتظار تمام شدن این لحظه و انتظار رفتن به فضایی بهتر. چرا ما باید همیشه افسوس […]

آبان
۱۱
۱۳۹۴

ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺷﻮﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ “ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ “ﺷﻮﻧﺪ؛

download

در منزل دوستی که پسرش دانش‌آموز ابتدایی بود و داشت تکالیف درسی‌اش را انجام میداد بودم زنگ منزل را زدند و پدر بزرگ خانواده از راه رسید. پدربزرگ با لبخند، یک جعبه مداد رنگی به نوه اش داد و گفت: این هم جایزۀ نمرۀ بیست نقاشی‌ات. پسر ده ساله، جعبۀ مداد رنگی را گرفت و تشکر کرد و چند لحظه بعد گفت: بابا بزرگ باز هم که از این جنس‌های ارزون قیمت خریدی الان مداد […]

اردیبهشت
۱۷
۱۳۹۴

خوش شانسی یا بد شانسی ؟

630007637-parsnaz-ir

پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم می‌زد. روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد. همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد، به نزد او آمدند و گفتند: “عجب بد شانسی‌ای آوردی.” پیرمرد جواب داد: “بد شانسی؟ خوش شانسی؟ کسی چه می‌داند؟” چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر به خانه‌ی پیرمرد بازگشت. این‌بار همسایگان با خوشحالی به او گفتند: “عجب خوش شانسی‌ای آوردی!” […]

فروردین
۴
۱۳۹۴

کاربرد روزنامه های باطله در خانه

کاربرد روزنامه های باطله در خانه   به جز تمیز کردن شیشه و کادو کردن با روزنامه، به جای انبار کردن و نگه داشتن انبوهی از روزنامه‌ها، می‌توانید از آن‌ها در موارد زیر در خانه و باغ استفاده کنید: • از روزنامه برای برق انداختن سینک استیل استفاده کنید. با مالیدن روزنامه کاهی مرطوب به سینک، درخشش و جلای اولیه را به آن‌ها برگردانید. • برای روشن کردن شومینه یا آتش به جای استفاده از […]

فروردین
۴
۱۳۹۴

داستانک جالب

L136756439658

   مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت. او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های چندین میلیون دلاری با اوتماس گرفتند. آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند و هیچ کسی نتوانسته بود اشکال را رفع کند بنابراین…. نومیدانه به او متوسل […]

اسفند
۱۶
۱۳۹۳

نکاتی جالب درباره مرگ خورشید

download

 خورشید ما، حالا به نیمه‌ی راه خود رسیده است. این ستاره‌ی ۴٫۶ میلیارد ساله که حیات همه ی سیارات به آن وابسته است تنها ۵ میلیارد سال دیگر زنده خواهد ماند. اما بعد از این تازه آغاز راهی زیبا در آسمان است. در این باره، نکاتی وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره کرده‌ایم: ۱- ستارگان مشابه خورشید معمولا ۱۰ تا ۲۰ میلیارد سال می‌تابند. اما باید بدانیم که حدود ۵ میلیارد سال طول […]

اسفند
۱۳
۱۳۹۳

پا گنده

download (13)

برخورد اتفاقی دو پسر جوان به یک پای غول پیکر تجزیه شده در جنگلهای ماساچوست پلیس محلی را به شدت درباره این که این کشف مهیب شواهدی برای وجود افسانه پاگنده بوده یا خیر سردرگم کرده است. درحال حاضر آزمایشهایی روی بقایای اسرار آمیز این پای تجزیه شده غول پیکر درجریان است تا مشخص شود که این پا متعلق به چه نوع موجودی بوده است.این  دو پسر ماه گذشته این پای تجزیه شده را پیدا […]

دی
۲۹
۱۳۹۳

کوتاه،سنگین و آموزنده

87080661672215397066

درویش تهی دست درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند . کریم خان گفت : این اشاره‌ های تو برای چه بود ؟ درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم . آن کریم به تو چقدر داده است و […]

دی
۱۷
۱۳۹۳

آشنایی با آرایه های ادبی

index

  توضیح چند اصطلاح: آرایه ها زیورهای کلامی  است که سخن را بدان می آرایند. تا زیبا و جذاب و اثربخش باشد ، آرایه های ادبی را  به دو بخش تقسیم کرده اند :   الف : بدیع         ب : بیان بـــدیـــع در لغت به معنی  تازه، نو و نوآورده است و علمی است که به باز شناسی آرایه های لفظی و معنوی می پردازد ، به عبارت دیگر بدیع بر دو نوع است : ۱- […]

دی
۱۵
۱۳۹۳

صد دلاری

images[2]

   یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت. سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز […]

دی
۶
۱۳۹۳

تلاش عقاب ها برای ۳۰ سال زندگی بیشتر

hxabpe9zd3m8jj65vc1e

تلاش عقاب ها برای ۳۰ سال زندگی بیشتر عقاب می تواند ۷۰ سال زندگی کند »   اما …   به ۴۰ سالگی که می رسد چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند.   نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود   شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.   آنگاه […]

آذر
۲۹
۱۳۹۳

داستان جُکی ، اگه نخونی ثلث عمرت بر فناس

مسخره کردن

  ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ! ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن ! ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ… ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره ! بهش گفت بابا راننده منم، فقط […]

آذر
۲۵
۱۳۹۳

نامه ای به خدا

images (1)

نامه‌ای به خدا یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد […]

آذر
۱۳
۱۳۹۳

داستان زیبای گلف و قهوه

aftab98.ir

ماجرای زیبای گلف و قهوه پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.سپس از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟ و همه دانشجویان موافقت کردند. سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و […]

آبان
۸
۱۳۹۳

داستانک های حکمت امیز ؛ خدایا چرا من؟

خدایا چرا من روزی یک قهرمان مشهور ورزش تنیس به خاطر خون آلوده‌ای که در جریان یک عمل جراحی دریافت کرد به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه‌هایی از طرفدارانش دریافت کرد. یکی از طرفدارانش نوشته بود چرا خدا تورا برای چنین بیماری دردناکی انتخاب کرد؟ او در پاسخش نوشت:در دنیا ۵۰ میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می‌کنند. ۵ میلیون نفر یاد می‌گیرند که چگونه تنیس بازی […]

آبان
۸
۱۳۹۳

داستانک های حکمت امیز ؛ داستان گردنبند

داستان گردنبند ویکتوریا دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود. یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش ۱۰/۵ دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را برایش بخرد. مادرش گفت: خوب! این گردن بند قشنگیه، اما قیمتش زیاده، خوب چه کار می توانیم بکنیم! […]

آبان
۸
۱۳۹۳

داستانک های حکمت امیز ؛ سیب زمینی

سیب زمینی معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که می خواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان می آید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند. در کیسه بعضی ها ۲ بعضی ها ۳، و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود. […]

آبان
۸
۱۳۹۳

داستانک های حکمت امیز ؛ نگرشت را تغییر بده

نگرشت را تغییر بده میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.   وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به […]

آبان
۸
۱۳۹۳

داستانک های حکمت امیز ؛ گدای نابینا

گدای نابینا روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن […]

برگه‌ها :1234»

آخرین دیدگاه‌ها

رفتن به نوارابزار

Warning: mysql_connect(): Connection refused in /home/daneshsc/public_html/gs/wp-content/themes/Wordpress98_alltuts_persian/footer.php on line 79
ss