اردیبهشت
۳
۱۳۹۳

سوم اردیبهشت روز ملی کارآفرینی

363663

– کارآفرینی چیست ؟

– خلاقیت و نوآوری ( Creativity and Innovation )

– کارآفرین کیست ؟

– خصوصیات بارز کارآفرینان

– هفت عادت برای کسب و کار موفق

– سابقه کارآفرینی در دنیا

– به کارآفرینی در بعضی از کشورهای پیشرفته نگاهی اجمالی بیاندازید

– ایران نسبت به کارآفرینی در کجا قرار دارد؟

 

 

 

کارآفرینی چیست ؟

کارآفرینی واژه جدیدی است که نمی توان از طریق معنی لغوی به مفهوم واقعی آن دست یافت  و پژوهشگران تعاریف متعددی برای آن ارائه کرده اند . لیکن به طور خلاصه می توان گفت : کارآفرینی (به انگلیسی: Entrepreneurship) به فرایند خلق ارزش جدید (مادی یا معنوی) از طریق یک تلاش متعهدانه با در نظر گرفتن ریسک‌های ناشی از آن اطلاق می‌شود.

کارآفرینی شکل ویژه ای از نوآوری است و از پیاده سازی موفقیت آمیز ایده های خلاق برای ایجاد یک کسب و کار جدید یا یک ابتکار جدید در درون یک کسب و کار ، به وجود می آید.

همانطور که ملاحظه می کنید مفهوم کارآفرینی پیوند عمیقی با مفاهیم خلاقیت و نوآوری دارد ، از این رو مجملی هم درباره خلاقیت و نو آوری عرض می شود

خلاقیت و نوآوری ( Creativity and Innovation ) دو واژه ای هستند که هر چند هر کدام معنای اختصاصی خود را دارند ولی در اکثر موارد با همدیگر به کار برده می شوند . برای خلاقیت و نوآوری توسط پژوهشگران و صاحب نظران مختلف تعاریف گوناگونی ارائه شده است که در مجموع اشتراک معنایی زیادی دارند . به طور متداول منظور از خلاقیت ، تولید ایده های نو و منظور از نوآوری عملیاتی کردن ایده نو می باشد .

کارآفرین کیست ؟

بطور ساده می توان گفت کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی گفته می شود که توانایی تحمل ریسک را دارد و می تواند یک ایده را به فعالیت اقتصادی تبدیل کند . کارآفرین کسی است که متعهد می‌شود مخاطره‌هـای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند. در حقیقت شخص کارآفرین فرصت‌های موجود در بازار را به ثروت تبدیل نموده و در این راستا ارزش پایدار برای جامعه ایجاد می‌نماید. زندگی کارآفرینانه، زندگی است تؤام با هیجان، خطرپذیری، تنوع، تغییر، شکست تا پیروزی، شوق، تلاش، خلاقیت و فرصت گرایی. زندگی که در آن از سکون و رخوت و ناامیدی خبری نیست. به عبارتی دیگر کارآفرینی یعنی شیوه‌ای از تفکر، استدلال و کارکردن که پایه‌اش فرصت طلبی است. زندگی شغلی کارآفرینانه را افرادی انتخاب می‌کنند که دوست دارند از دیگران موفق‌تر باشند. این افراد نه از رئیس داشتن خوششان می‌آید و نه از ریاست کردن به دیگران.

 

 

خصوصیات بارز کارآفرینان

۱. رویا: کارآفرینان برای آینده کسب و کار خود دارای چشم انداز می‌باشند و مهمتر از آن دارای توانایی پیاده‌سازی رویاهای خود هستند.

۲. قاطعیت: وقت تلف نمی‌کنند، سریع تصمیم گیری می‌کنند. تردستی آنها عامل کلیدی موفقیت شان است.

۳. عملگرا: موقع تصمیم گیری، به سریعترین روش ممکن، تصمیم گیری و اجرا می‌کنند.

۴. اراده : نسبت به مشارکت و اجرای کار متعهد هستند. آنها به ندرت جا می‌زنند، حتی زمانی که با موانع غیر قابل عبور مواجه‌اند.

۵. فداکاری : آنها خودرا وقف کسب و کار خود کرده‌اند، گاهی بخاطر این توجه، هزینه روابط خود را با دوستان و خانواده را نیز می‌پردازند. آنها خستگی ناپذیرند، ۱۲ساعت در روز و ۷روز هفته، کاری غیر معمولی نیست که کارآفرین در حال تلاش برای بدست آوردن کسب و کار خود در زندگی انجام می‌دهند.

۶. از خود گذشتگی : کارآفرینان عاشق آنچه که آنها انجام می‌دهند، هستند. این عشق است که آنها را حفظ می‌کند و ترک کار را برایشان دشوار؛ و این عشق به محصول و خدمات است که آنها را بسیار موفق در ارائه کارشان می‌کند.

۷. جزئیات : گفته شده است که شیطان مقیم جزئیات است. هرچند گاهی اینطور نیست، اما کارآفرین خود را در ورای جزئیات قرار می‌دهد.

۸. سرنوشت : آنها می‌خواهند مسئول سرنوشت خود باشند تا وابسته به یک کارفرما.

۹. پول : پولدار شدن لزوماً محرک کارآفرینان نیست؛ میزان درآمد سنگ ترازوی آنان است. کارآفرینان عقیده دارند اگر موفق باشند، پاداش نیز خواهند داشت.

۱۰. پخش کردن: کارآفرینان میدانند که کسب و کار خود توسط کدام کارمندان کلیدی به موفقیت خواهد رسید.

 

 

هفت عادت برای کسب و کار موفق

برای کسب و کار موفق باید هفت عادت کلیدی ایجاد کنید. نبودن یا فقدان هر یک از این عادتها می تواند گزاف باشد.زمانی که شما صلاحیت و لیاقت در هر یک از این سطوح را پیدا کنید سریعتر و راحتر از سایر رقبایتان می توانید به نتایج فوق العاده ای برسید.

۱- برنامه کامل و سراسری: اولین نیاز برای کسب و کار موفق عادت برنامه ریزی می باشد. بطور کاملتر و با جزئیات بیشتری که شما برای پیشبرد فعالیتهای خود برنامه ریزی می کنید باعث می شود که خیلی سریعتر و آسانتر بتوانید برنامه های خود را پیاد ه سازی کنیدو به یک نتیجه مورد دلخواه خود برای شروع کسب و کار خود برسید.

شش مخفف وجود دارد که می گوید: (proper prior planning prevents poor performance)

برنامه ریزی درست اولیه از عملکرد ضعیف جلو گیری می کند" اگر ۲۰% از وقت خود را برای برنامه ریزی کار خود اختصاص دهید با ۸۰% با قی مانده به مجموع اهداف خود در کسب و کار می رسید. برای برنامه ریزی بهترو پیش برد عادتها این سوالها را از خود بپرسید و جواب دهید:

۱- دقیقاً محصولات و خدمات من چه چیزهایی هستند؟

۲- مشتریان من چه کسانی هستند ؟

۳- علت خرید مشتریان من چیست؟

۴- مشتری برای کار من به چه مقدار ارزش قائل است؟

۵- چه چیزهائی باغث منع خرید مشتریان من در آینده می شود؟

۶- چه چیزی باعث برتری تولیدات و محصولات من نسبت به سایر رقباء می باشد؟

۷- چرا مشتریان بالقوه من از رقبای من خرید می کنند؟

۸- چه چیز ارزشمندی را در خرید از رقبای من مشاهده می کنند؟

۹- چگونه می توانم مشتریان رقبای خود را به خرید از محصو لات خودم ترغیب کنم؟

۱۰- چه چیزی باید مشتریان من را متقاعد کند که خرید کردن از من را به سایرین ترجیح دهند؟

یکبار دیگر شما باید این سوالها را از خودتان بپرسید و جواب دهید، مرحله بعدی از برنامه ریزی آماده کردن هدف های خاص برای فروش و سود آوری می باشد.

شما باید دقیقاً افراد خود، پول، آگهی، بازاریابی، که شما برای رسیدن به اهداف خود نیاز دارید را تعیین کنید.

برنامه ریزی کاملی که شما برای هر مرحله از فعالیتهای کسب و کار خود قبل از شروع آن می کنید باغث می شود که شما به یک موقعیت عالی در هنگام شروع آن عملکردها برسید.

۲- سا زماندهی کنید قبل از اینکه شروع کنید:

یکبار دیگر شما یک برنامه کامل برای شروع کسب و کار خود توسعه می بخشید، شما باید عادتهایی از سازماندهی کردن مردم و منابع مورد نیاز قبل از شروع کسب و کار خود را ایجاد کنید. در یک سازماندهی تمام منابعی را که تشخیص می دهید در فرایند برنامه ریزی به آن نیازمندید می آورید. گفته ای وجود دارد که می گوید:

" غیر حرفهای ها از روی احساس سخن می گویند اما حرفای ها با منطق سخن می گویند" کاملاً ضروری است که تمام عواملی که قبل از شروع یک کسب وکار بدان نیازمندید را تشخیص دهید و آنها را جمع آوری کنید ، چرا که حتی یک اشتباه کوچک در ابتدای راه می تواند باعث شکست کل کسب و کار شود.

۳- پیدا کردن افراد مناسب:

سومین عادتی که شما باید ایجاد کنید، استخدام کردن افراد مناسب می باشد که شما را در رسیدن اهدافتان کمک می کند. ۹۵% از موفقیت شما به عنوان یک کارآفرین و مدیر اجرائی می تواند به وسیله کیفیت وتوانمندی افرادی که شما آنها را برای کار کردن یا کار کردن روی آن تیم استخدام می کنید بستگی دارد. حقیقت اینست که بهترین موسسات بهترین افراد را دارند و بهترین موسسات درجه ۲ افراد درجه ۲ و بهترین موسسات درجه ۳ میانگین یا حد واسط افراد را دارند، پس هر چقدرتوانمندی افراد بیشتر باشد کسب و کار نتیجه بهتری خواهد داشت.

۴- عاقلانه وکالت دادن :

چهارمین عادتی که شما برای پیشبرد کسب و کار درست می باشد. شما باید تواناییهای خود را در جهت محول کردن یک شغل درست،با یک شخص درست در یک مسیر درست توسعه بخشید، ناتوانی در یک وکالت بطور موثر می تواند باعث شکست یا اجرای نادرست شخصی شود و حتی می تواند شکست در کسب و کار را به همراه داشته باشد. با گسترش کسب و کار مسئولیت فرد بیشتر شده و در بعضی از مواقع بطور شخصی نمی توان از عهده همه اموربرآید، بنابراین یک وکالت عاقلانه می تواند به او در پیشبرد امور و موفقیت بیشتر کمک کند.

۵- بررسی کردن اینکه شما چه انتظاراتی دارید:

پنجمین نیاز برای یک کسب و کار موفق عادت نظارت درست می باشد. شما باید یک سیستم نظارت درست برای کسب و کار خود ایجاد کنید و از انجام شدن آن مطمئن باشید. ضروری است که شما نحوه اجرای کار خود را کنترل کنید و مطمئن شوید آن بر طبق زمان بندی و کیفیت سطوح مورد نیاز انجام می شود. همیشه گزارشی مبنی از جزئیات و کلیات کار خود را تهیه کنید و نظارت کامل برروی آن را اتخاذ کنید و همیشه از چگونگی انجام شدن آن مطلع باشید .

۶- سنجش کارهای انجام شده :

ششمین عمل کارآفرینان موفق و مدیران اجرائی عادت اندازه گیری میزان کارائی می باشد.

شما باید به طور خاصی استانداردهای قابل اندازه گیری و بر گه های امتیاز را برای نتایجی که شما بدان نیاز دارید را تعیین کنید.شما باید زمان شروع وموعد کارهای خود را با توجه به انتظارات خود مد نظر گرفته و آنها را زمان بندی کنید. یک مدیر موفق همیشه زمان بندی درست و کارآمدی نسبت به کسب و کار خود داردو انجام امور خود را ما بین آن زمان بندی از پیش تعین شده قرار می دهد. اهمیت انتخاب و مشخص کردن اهداف خاص، اندازه گیریها و سنجش آنها بسیار مهم می باشد.

۷- مطلع ساختن مردم از کسب و کار:

هفتمین عادت برای افراد دارای یک کسب و کار موفق تهیه گزارش منظم و به دقت از نتایج کسب و کار برای مردم می باشد. مردم اطراف شما احتیاج بدان دارند که بدانند چه چیزی در کسب و کار شما اتفاق می افتد، بانکدارها احتیاج دارند از نتایج مالی شما با خبر باشند، کارمندان شما احتیاج دارند موقعیت و شرایط شرکت شما را بدانند. افراد کلیدی شما در همه سطوح نیازمند به آن هستند که بدانند شرکت شما به چه نتایجی خواهد رسید. با مطالعه برروی چندین هزار کارمند مشخص شده است که مهمترین عاملی که منجر به خرسندی از کار می شود " دانستن کار" می باشد. مردم در هر سازمانی به طور عمیق نیازمند این هستند که بدانند و بفهمند چه چیزی در اطراف آنها و در رابطه با کار آنها اتفاق می افتد. بطور کاملتر و با دقت بیشتر مردم را از نحوه عملکرد خود مطلع سازید این امر باعث بهبود کسب و کار شما می شود و باعث می شود که به نتایج بهتری در رابطه با کسب و کار خود برسید.

 

سابقه کارآفرینی در دنیا

 در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأموریت نظامی بودند کارآفرین می خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت‌هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال ۱۷۰۰ میلادی به بعد درباره پیمانکاران دولت که دست اندرکار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است.

کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در  نظریه‌های خود تشریح کرده‌اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال ۱۹۳۴ که همزمان با دوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر کارآفرینی» لقب داده‌اند.

 از نظر وی «کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است » و نقش کارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد». همچنین کارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.

به کارآفرینی در بعضی از کشورهای پیشرفته نگاهی اجمالی بیاندازید

اولین کشورهایی که در این زمینه کار کردند و به ترتیب قدم جلو گذاشته اند،آلمان،انگلیس وآمریکا بوده اند. در آلمان در سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۵ مطالعه و شناسایی بر روی افراد جسور و نوآور و افراد باانگیزه ای که اتفاقاً دارای محدودیت های شدید مالی بودند آغاز شد.

اولین سیاست ها،سیاست های حمایتی از این افراد بود. به همین منظور اولین آموزشکده برای تربیت این افراد در آن سال ها در این کشور ایجاد شد. این آموزشکده ها بین سال های ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۰ در انگلیس و سپس کمی دیرتر یعنی میان سال های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۳ در آمریکا دایر شد.

افراد در این دانشکده ها طی دوره های کوتاه مدت، آموزش های لازم را برای شروع کارهای اقتصادی طی می کردند و یکی از این مباحث این بود که چگونه اقتصاد از طریق توسعه کارآفرینی رشد یابد.

افراد در این آموزشکده ها مسائل خود را می گفتند و تعدادی روانشناس، رفتارشناس، جامعه شناس و استاد مدیریت به اندیشه این افراد جهت می دادند. اواخر دهه ۵۰ میلادی اولین کشوری که در این زمینه خیلی کلاسیک کار کرد و ترویج فرهنگ کارآفرینی را از سطح دبیرستان شروع کرد کشور ژاپن بود. اولین موسسه در توکیو در سال ۱۹۵۶ میلادی آغاز به کار کرد.

در سال ۱۹۵۸ آموزش و پرورش ژاپن دست به کار شد و با پیاده کردن یک طرح توانست در حین تحصیل به دانش آموزان خود آموزش دهد که چگونه به دنبال کسب سود باشند.

مساله کارآفرینی به سطح دانشگاهها هم در ژاپن کشیده شد. به طوری که اکنون در ژاپن ۲۵۰ موسسه بزرگ کارآفرینان وجود دارد. آمارهای حاصل شده در این زمینه جالب است: بین سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۲ میلادی بیش از ۹۶% نوآوری های صنعتی که توانست موقعیت ژاپن را در اقتصاد جهانی به یک موقعیت برجسته و برتر تبدیل کند توسط کارآفرینان صورت گرفت.

البته سیاست گذاریها و حمایتهای دولت در این زمینه، نقش مهمی داشت. کارآفرینها در یک اتاق خاص و در مراکز مجهز و مناسب کار می کردند و تشویق می شدند و اختراعات و ابتکارات با نام خودشان ثبت می شود و به عنوان قهرمان ملی معرفی می شوند.

هنوز هم در کشور ژاپن در شرکت هایی بزرگ مثل میستوبیشی و چند شرکت دیگر یک سری افرادی استخدام می شوند و بدون داشتن هیچ نوع پست سازمانی در داخل اتاق ها می نشینند و در زمینه نوآوری کار می کنند. و علاوه بر حقوق ماهیانه قرارداد نوآوری از آن ها توسط صاحب شرکت خریداری می شود.

آماری که از کشور امریکا در دست است اشاره دارد بر اینکه بیش از ۹۶% از اختراعات و نوآوری ها توسط کارآفرینان واحدهای صنعتی کوچک و متوسط انجام شده است.

این توسعه کارآفرینی را در یک کشور بسیار فقیر و بدون منابعی نظیر هندوستان نبز می توان مشاهده کرد. به طوری که بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ یعنی ظرف ۲۰ سال ۵۰۰ موسسه ترویج کارآفرینی شروع به کار کردند تا کارآفرینان مجرب بتوانند نوآوری های صنعتی ایجاد کنند و در تامین نیازهای اساسی مردم کمک کنند و باعث جلوگیری از مهاجرت روستاییان وحاشیه نشینان به شهرها شوند.

ایران نسبت به کارآفرینی در کجا قرار دارد؟

لازم به ذکر است که از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۸ تعداد ۱۳۰ دانشکده کارآفرینی در امریکا ایجاد شده است. بر اساس این آمار در سال ۱۹۸۵ تعداد ۲۵۳ دانشکده کارآفرینی در دو گرایش ایجاد شده است که تعداد ۲۱۲ گرایش در دانشکده های بازرگانی و تعداد ۴۱ گرایش در دانشکده های رشته مهندسی است.

در سال ۱۹۹۰ این شتاب خیلی بیشتر شد و تعداد دانشکده های کارآفرینی به بیش از ۵۰۰ رسید. نام پاره ای از این دوره ها که در این دانشکده ها مورد تدریس قرار می گیرد عبارت است از: اندیشه سازی، مدیریت نوآوری، ارزش یابی و تحلیل امکان سنجی و تامین مالی شرکت های نوپا که موضوع بسیار مهمی است.

علی‌رغم اینکه در کشورهای پیشرفته دنیا از اوایل دهه ۱۹۷۰ به بعد به موضوع کارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از کشورهای درحال توسعه هم از اواخر دهه ۱۹۸۰ این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به کارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشکل بیکاری و پیش‌بینی حادتر شدن آن در دهه ۱۳۸۰ موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه کارآفرینی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ‌جهاد کشاورزی، صنایع و معادن و فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت‌های آنها، مطرح شده است.

متأسفانه واژه کارآفرینی که ترجمه‌ای از کلمه Entrepreneurship است، موجب گردیده است که معنی ایجاد کار و یا اشتغال‌زایی از این واژه برداشت می‌شود. در حالیکه کارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغال‌زایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه ( به ویژه در بین دانش‌آموختگان دانشگاهی)، موجب شده بسیاری از سیاستهایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه‌ها و سخنرانی‌های مسئولان در این خصوص، صرفاً جنبه اشتغال‌زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: بارور شدن خلاقیت‌ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتیکه فقط به جنبه اشتغال‌زایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بی‌بهره خواهیم ماند .

بطور کلی متأسفانه باید گفت ما در کشور، چه در سطح سیاستگذاری و چه در قلمرو پژوهشی- آموزشی، کار منظم و حساب شده ای که منتج نتیجه ی چشم گیری شود ، در زمینه کارآفرینی انجام نداده ایم . باشد که دانش آموزان امروز و آینده سازان میهن در این عرصه طرحی نو دراندازند ….

images

VN:F [1.9.20_1166]
رتبه پست: ۱۰ / ۱۰٫۰ ( تعداد آراء : ۱ رای)
سوم اردیبهشت روز ملی کارآفرینی, ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

درباره نویسنده:

فرستادن دیدگاه

برای قرار دادن شکلک ها روی آنها کلیک کنید.

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeleton

در یک نگاه

آخرین دیدگاه‌ها