اردیبهشت
۲
۱۳۹۶

تمام لغات فارسی باستان ( حرف الف )

آباژور =  نورتاب

آخر‌الامر =  سرانجام

آخر =  پایان

آخرت =  رستاخیز

آخرین =  واپسین

آرشیو =  بایگانی

آزمایشات =  آزمایش‌ها

آس =  تک‌خال

آسانسور =  بالابر

آل بویه =  خاندان بویه

آلت قتاله =  کُشت‌افزار

آن را باطل کردم =  آن را تباه کردم

آنطور =  آن گونه

آنوقت =  آن گاه

ائتلاف =  همایه

ابتدا =  نخست

ابتدایی ‌ترین =  ساده‌ترین

ابتلاء =  دچاری

ابتکار =  نوآوری

ابدیت =  همیشگی

ابن سینا =  پور سینا

اتباع =  شهروندان

اتحاد =  همبستگی

اتفاق افتاد =  رخ داد

اتفاق افتادن =  رخ دادن

اتفاقات =  روی‌دادها

اتوماتیک =  خودکار

اتومبیل =  خودرو

اجتناب =  دوری

اجتناب ‌ناپذیر =  پیش ‌گیری ‌ناپذیر

اجرت =  دست‌مزد

اجناس =  کالاها

اجیر =  مزدور

احترام =  ارج

احتمالا =  شاید، چه بسا

احتیاج =  نیاز

احتیاط =  پروا

احدی =  هیچ‌کسی

احسان =  نکویی

احسنت، براوو یا باریکلا =  آفرین

احضار کردن =  فرا خواندن

دعوت کردن =  فرا خواندن

احیانا =  شاید

اخاذی =  زورگیری

اخبار =  تازه‌ها

اختراع =  نوآوری

اختلاط =  درهمی

اختناق =  خفگی، فشار، تنگنا

اخذ =  دریافت

اخطار =  هشدار

اخلاف =  جانشینان

اخوت =  برادری

اخوی =  برادر

اخیر التأسیس =  نوبنیاد، نوساز

اخیرا =  به تازگی

ادوار =  دوره‌ها

اذان =  بانگ نماز

اذیت =  آزار

ارائه طریق کردن =  پیشنهاد کردن

ارائه کرد =  رو کرد

اراضی =  زمین‌ها

ارامنه =  ارمنیان

اربعین =  چله

ارتجاع =  واپس ‌گرایی

ارتعاش =  لرزش

ارتفاع =   بلندی

ارزاق =  خواروبار

ارسال کردن=   فرستادن

ارشد =  بزرگ‌تر

ارفاق =  آسان‌گیری

ارکان =  پایه‌ها

ارکستر =  هم‌نوازی

اریکه =  تخت

اریکه‌ فرمان ‌روایی =  تختِ فرمان ‌روایی

از اوایل =  از آغاز

از این جهت =  از این رو

از این طریق =  از این روش

از این قبیل =  از این دست

از این نظر =  از این رو

از آن جمله =  از آن میان

از آن روز به بعد =  پس از آن روز

از بین بردن =  از میان بردن

از جانب =   از سوی

از جمله =  از دسته، از آن‌گونه

از حیث =  از دید

از طرف دیگر =  از سوی دیگر

از طریق =  از راه

از قدیم =  از دیر باز

ازدواج =  زناشویی

اساس =  بنیاد

اساسنامه =  بنیادنامه

اساسی =  بنیادی، بنیادین

اسبق =  پیشین

اسپری =  افشانه

استبداد = تک ‌سالاری، خود کامگی

استحصال =  برداشت

استحضار =  آگاهی

استحقاق =  شایستگی، سزاواری

استحمام =  خودشویی

استحکامات =  سنگر بندی‌ها

استدعا می‌کنم =  خواهش یا درخواست می‌کنم

استراتژی =  راه ‌برد

استراتژیک =  راه ‌بردی

استراحت کردن =  آسودن، درازکشیدن

استراق سمع =  شنود

استرداد =  واپس ‌داد

استشمام =  بو کردن، بوییدن

استشهاد =  گواهی

استعفا =  کناره‌گیری

استعمال =  کاربرد

استفاده از =  به کار گیری

استفاده =  کاربرد

استقامت =  پایداری

استقبال =  پیشباز

استقرار =  برپایی

استقلال =  خودسالاری

استمرار =  ادامه، پیوستگی

استناد =  گواه‌مندی

استنباط =  برداشت

استهزاء =  ریشخند

استهلاک =  فرسایش

استیجاری =  کرایه‌ای

استیضاح =  بازخواست

استیلاء =  چیرگی

اسرار =  رازها

اسراف =  ریخت‌و‌پاش

اسطوره =  افسانه

اسقاطی =  ناکارآمد

اسلاف =  یشینیان‌، گذشتگان

اسلحه =  جنگ‌افزار

اسم = نام

اسهال =  شکم ‌روش

اسکله =  بارانداز

اسیر =  برده‌، دست‌گیر

اشاعه =  گسترش

اشتباها =  ندانسته

اشتغال =  کارگماری

اشرار =  آشوبگران

اشراف =  بزرگان، بزرگواران

اشعار =  سروده‌ها

اشکال =  خرده

اصحاب =  یاران

اصرار =  پافشاری

اصطلاحات =  واژگان

اصطکاک =  سایش

اصفهان =  اسپهان‌، اسپاهان

اصل =  ریشه، بن، بیخ

اصولی =  بنیادی‌، بنیادین

اصیل =  ریشه‌دار

اضافه کردن =  افزودن

اضطراب =  پریشانی

اضمحلال =  نابودی

اطاعت =  پیروی‌، فرمانبرداری

اطاعت می‌شود =  به روی چشم

اطاق =  اتاق

اطراف =  گوشه‌ها، کناره‌ها

اطرافیان =  خویشان‌، نزدیکان

اطریش =  اتریش

اطلاع =  آگاهی

اطلاع ثانوی =  آگهی پس از این

اطلاعات =  داده‌ها

اظهار داشت =  بازگو کرد

اظهار نظر =  بازگویی دیدگاه

اعتبار نامه =  استوار نامه

اعتدال =  میانه‌روی

اعتقادات =  باورها

اعتماد به نفس =  خودباوری

اعتماد متقابل =  هم‌باوری

اعجاب انگیز =  شگفت‌انگیز

اعدام کردن =  سر به نیست کردن

اعراب (عرب‌ها) =  تازیان

اعزام =  گسیل

اعلام کردن =  آگاه کردن

اعلان =  آگهی

اعیاد =  جشن‌ها

اغتشاش =  آشفتگی

اغلب =  بیشتر

افتتاح =  گشایش

افتخار =  سربلندی

افتضاح =  رسوایی

افراد =  کسان

افرادی که =  کسانی که

افراط =  فراخ‌روی

افسوس =  دریغا

افقی =  ستانی

اقامت =  ماندن

اقبال =  بخت

اقتباس از … =  برگرفته از …

اقدام نمودن =  دست زدن

اقصی نقاط جهان =  سرتاسر گیتی

اقصی نقاط دنیا =  سرتاسر جهان

اقصی نقاط مملکت =  سرتاسر کشور

اقلام =  نمونه‌ها

اقلیت =  کمتری

الان =  اکنون

البسه =  پوشاک

الحاق =  پیوست

الی یا لغایت =  تا

اما =  ولی

امام =  پیشوا

امام جماعت =  پیش ‌نماز

امتحان =  آزمون

امتحان کردن =  آزمودن، آزمایش کردن

امتداد =  راستا

امتناع =  خودداری، پرهیز

امتناع کردن =  خودداری کردن

امثال =  همانند

امداد =  یاری رسانی

امدادگر =  یاری رسان

امر =  فرمایش

امرار معاش =  گذران زندگی

امرتان =  فرمایشتان

امریه= = فرمان‌ نامه

امکان ‌پذیر =  شدنی

انبیاء =  پیامبران، پیغمبران

انتخاب =  گزینش

انتخابات =  گزیدمان

انتصاب =  گماشتن، گمایش

انتظار =  چشم‌داشت

انتظار داشتن=  چشم ‌داشتن

انتظار می رود = پیش ‌بینی می‌شود

انتقاد کردن =  خرده‌گیری، خرده گرفتن

انتقام =  کین‌خواهی

انجماد =  یخ زدن، فسردن

انحاء =  روش‌ها

انحراف =  لغزش

انحرافات =  کژی‌ها

انزوا =  گوشه ‌گیری

انسجام =  هماهنگی

انشاء الله =  به امید خدا

انصراف دادن =  کناره‌ گرفتن

انعطاف =  نرمش

انعقاد خون =  لختگی خون

انعکاس =  بازتاب

انفجار =  پکیدن، پکش

انفرادی =  تنهایی

انفصال =  جدایی

انهار =  رودها

انهدام =  نابودی

انواع =  گونه‌ها

اهالی بوشهر =  مردمان بوشهر

اهتمام =  کوشش

اهدا کردن =  پیشکش کردن

اواسط =  میانه‌ها

اوباش =  ناکس

اول ـ اولاً =  نخست

اولاد =  فرزندان

اولویت =  نخستینگی

اولین =  نخستین

اکاذیب =  دروغ‌ها

اکتفاء =  بسنده

اکتفاء کردن =  بسنده کردن

اکثر قریب اتفاق =  بیش‌تر

اکثرا =  بیش‌تر

اکثریت =  بیش ‌تری

ایاب ‌و ‌ذهاب =  رفت ‌و ‌آمد

ایالت =  استان، فرمان ‌روایی

ایام =  روزها

ایجاد اشتغال =  کارآفرینی

ایجاد =  برپایی

ایجاد شده =  برپا شده

ایجاد کردن =  پدید آوردن

ایده‌ آل =  آرمانی

ایده ‌آلیست =  آرمان‌ گرا57343348

ایده ‌آلیسم =  آرمان گرایی

ایرانی ‌الاصل =  ایرانی ‌تبار

ایرانیت =  ایرانی‌ گری

ایمان =  باور، باور داشت

این طور =  این گونه

ایندکس =  نمایه

VN:F [1.9.20_1166]
رتبه پست: ۱۰ / ۲٫۶ ( تعداد آراء : ۵ رای)
تمام لغات فارسی باستان ( حرف الف ), ۲٫۶ out of 10 based on 5 ratings

درباره نویسنده: امیرمحمد غلامی(پایه 8)

فرستادن دیدگاه

برای قرار دادن شکلک ها روی آنها کلیک کنید.

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeleton

در یک نگاه

بهترین مطالب

Sorry. No data so far.

آخرین دیدگاه‌ها