اسفند
۱۸
۱۳۹۵

اشعاری در وصف نوروز

 

 

اشعار بهاری و نوروزی در وصف عید نوروز

چون پرند نیگلون بر روی بندد مرغزار
پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار

خاک را چون ناف آهو مشک زاید بی قیاس
بید را چون پر طوطی برگ روید بی شمار

دوش وقت نیم شب بوی بهار آورد باد
حبذا باد شمال و خرما بوی بهار

بادگویی مشک سوده دارد اندر آستین
باغ گویی لعبتان جلوه دارد در کنار

ارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسله
نسترن لولوی لالا دارد اندر گوشوار

تا بر آمد جامهای سرخ مل بر شاخ گل
پنجه های دست مردم سر برون کرد از جنار

راست پنداری که خلعتهای رنگین یافتند
باغهای پر نگار از داغگاه شهریار

فرخی سیستانی 

 

 

اشعار بهاری و نوروزی در وصف عید نوروز

سالی در راه است
سالی پر برکت

سالی که اگر خواهی
نیست در آن حسرت

برف ها آب شدند
غصه ها از ما دور

یک دل خوش دارم
که شده سنگ صبور

تو در این خانه تکانی بتکان
هر چه از درد حکایت میکرد

بگذار پاک شوی از غم ها
خالی شوی از دوده ی درد

میلاد جانمحمدی

 

 

 

 

 

 

 

باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود
تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود

باغ همچون کلبه بزاز پر دیبا شود
باد همچون طبله عطار پر عنبر شود

سوسنش سیم سپید از باغ بردارد همی
باز همچون عارض خوبان زمین اخضر شود

روی بند هر زمینی حله چینی شود
گوشواره هر درختی رسته گوهر شود

چون حجابی لعبتان خورشید را بینی ز ناز
گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود

افسر سیمین فرو گیرد ز سر کوه بلند
باز مینا چشم و دیبا روی و مشکین پر شود

روز هر روزی بیفزاید چو قدر شهریار
بوستان چون بخت او هر روز برناتر شود

 

دوباره آمد از راه
بهار سبز و زیبا

جوانه زد درختان
در ده کوچک ما

پروانه ‏های رنگی
می‏رقصند روی گل ها

در دشت و در بیابان
در باغ های زیبا

مادربزرگ خوبم
دوباره سفره چیده

هفت سین سفره گوید
که سال نو رسیده
” ملیحه آقاجانی

 

 

رعد همی زند دُهل ، زنده شده است جزء و کل
در دل شاخ و مغز گل بوی بهار می‏کشد

آن‏که ضمیر دانه را علت میوه می‏کند
راز دل درخت را بر سر دار می‏کشد

لطف بهار بشکند رنج خمار باغ را
گرچه جفای دی کنون سوی خمار می‏کشد
” مولانا ”

 

 

بهار آمد ، بهار من نیامد
گل آمد گُلعذار من نیامد

برآوردند سر از شاخ ، گل ‏ها
گلی بر شاخسار من نیامد

چراغ لاله روشن شد به صحرا
چراغ شام تار من نیامد

جهان در انتظار آمد به پایان
به پایان انتظار من نیامد
” مشفق کاشانی ”

 

خوشا طلیعه نوروز
خوشا بهار که پیغام آشتی با اوست
نظر کنید که هنگام آشتی با اوست

خوشا طلیعه نوروز خانگی یاران
خوشا طلیعه که فرجام آشتی با اوست

حدیث باد به گوش درخت اگر گفتی
به هوش باش که خود نام آشتی با اوست

شکوفه بر سر پیمان خویش می‏مانَد
و جشن ساده ایام آشتی با اوست

به رسم گل نچشیدی اگر حرامت باد
شراب وصل که انجام آشتی با اوست

میان عهد تو و من اگر خلاف افتد
خوشا نسیم که اعلام آشتی با اوست
” غلام‏حسین عمرانی

VN:F [1.9.20_1166]
رتبه پست: ۱۰ / ۶٫۳ ( تعداد آراء : ۳ رای)
اشعاری در وصف نوروز, ۶٫۳ out of 10 based on 3 ratings

درباره نویسنده: امیرمحمد غلامی(پایه 8)

فرستادن دیدگاه

برای قرار دادن شکلک ها روی آنها کلیک کنید.

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeleton

در یک نگاه

بهترین مطالب

Sorry. No data so far.

آخرین دیدگاه‌ها